من اومدم بعد از یه تاخیر خیلی طولانی...
سلام دوستای گلم
بعد از یه مدت خیلی طولانی برگشتم...
اونقدر روزای سختی داشتیم ک هر کاری کردم نتونستم بیام روزانه های ایلیارو بنویسم...
از این به بعد نمیدونم باید از چی و چجوری بنویسم...
از سختیامون و نبودنامون...
از تنهایی هام...
دلم یه دنیا غم داره...
جالبه ک تا اومدم اینجا بغضی ک ماها تو گلوم بود و داشت خفم میکرد شکست...
کاش این اشکا یکم ارومم کنه
ای کاااااش...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من اومدم بعد از یه تاخیر خیلی طولانی... 


